B e l d e r c h i n <

B e l d e r c h i n
P i n k .H e a r t™
My Belderchin
E-mail
Favorites
Home

Graphic Designer
نیمآبـی


Pink Love


Love mixer
love 4 all
‌‌Belderchin
kiss
Love color
Infinte Love

  RSS 2.0  


 B e l d e r c h i N

 only for you My Love

Girl, im going out of my mind mind

هی دختر واقعا دارم دیوونه میشم
and even though i dont really know you   you

هرچند که درست و حسابی نمیشناسمت
and plus im feeling im running out of time

فكر مي كنم كه ديگه فرصتی واسم نمونده

im waiting for the moment i can show you   show you

و عزیز دل، میخوام بدونی، دارم رفتنت رو می بینم

im watching you pass me by

دارم میبینم که داری از کنارم رد می شی

its real love that that you dont know about...

این اون عشق واقعیه که تو ازش بی اطلاعی

Baby i was there all alone.. When you'd be doing things i would watch youj but baby girl i gotta see you once again (again)

من تموم مدت اونجا بودم تنهای تنها.. و وقتی اون کارارو میکردی میدیدمت

تورو باید از فکرم بیرون کنم، ولی عزیز دلم میخوام یه بار دیگه ببینمت

its real love that you dont know about..

این اون عشق واقعیه که تو ازش بی اطلاعی
its real love that that you dont know about...

این اون عشق واقعیه که تو ازش بی اطلاعی
Every now and now i go to sleep, i couldn't stop dreaming about you

هر وقت میخوام بخوابم، نمیتونم جلوی خودمو نگه ندارم که بهت فکر نکنم
your love is got me feeling kinda weak.. i really cant see me without you

بی عشقت من ضعیفم، بدون تو بودن رو حتی نمیتونم تصور کنم
and now u're running around in my head

و حالا تو همش تو فکرمی

Im never gonna let you slip away again (again)


Its real love that that you dont know about...

این اون عشق واقعیه که تو ازش بی اطلاعی و نگار داری دور سرم میچرخی

Every now and then when i watch you...

هر وقت تورو می بینم

دلم میخواد که بتونم بهت بگم که میخوامت
if i can have the chance to talk with to you..

اگه باز فرصت صحبت کردن رو باهاتو پیدا کنم

اگه بتونم باز باهات قدم بزنم
then i would stop holding it in and never have to go through this again (again)
دیگه این احساسو تو خودم نگه نمی دارم و نمیذاشتم این وضعیت پیش بیاد

دیگه مجبور نیستم تحملش کنم


Its real love that you dont know about...

این اون عشق واقعیه که تو ازش بی اطلاعی

its real love that that you dont know about...

این اون عشق واقعیه که تو ازش بی اطلاعی

Today when i saw you alone... i knew had to come up and approach you

امروز وقتی تنها دیدمت. . .میدونستم باید بیام و پیشت باشم
coz girl i really gotta let you know

چون دختر جون،واقعا میخوام بدونی. . .

راجع به تمام چیزایی که منو اسیرشون کردی
and now she looking at me in the eye and now

و حالا اون داره تو چشمام نگاه میکنه

You get me open and now you dreaming
again (again)

تو منو تو عشق خودت ول کردی و بازم رفتی تو رویا

its real love that that you dont know about...

این اون عشق واقعیه که تو ازش بی اطلاعی

Every now and then when i watch you...

هر دفعه که می بینمت، از خدا میخوام که بتونم بهت بگم، تورو میخوام
if I can have the chance to talk to with you..

اگه باز فرصت صحبت کردن باهاتو پیدا کنم

اگه بتونم باز باهات قدم بزنم
then i would stop holding it in and never have to go through this again (again)
دیگه این احساس رو تو خودم نگه نمی دارم و

دیگه مجبور نیستم تحملش کنم


Its real love that you don't know about...

این اون عشق واقعیه که تو ازش بی اطلاعی

its real love that you don't know about..
این اون عشق واقعیه که تو ازش بی اطلاعی

You're the one that I want to know that I can take it from me nonunion

تو تنها کسی هستی که که میخوام همیشه یادم باشه

که هیچوقت نمیتونم از قلبم جداش کنم
even thought I don't really know you.. I gotta lotta love I want to show you

هرچند تورو خوب نمیشناسم، ولی میخوام عشقم رو بهت نشون بدم
and you'd be right there in front of me.. I see you passing in front of me

و تو اونجا پیش من خواهی بود، و تو رو خواهم دید که از روبروم رد میشی
girl I need ur love ...Baby I need Ur love

هی دخترجون من به عشقت نیاز دارم،

 عزیزم به عشقت نیاز دارم

منتظر یه فرصتیم که بهت نشون بدم
and baby girl i want u to know, im watching you go



شروع کن ترانه را,

بگشای دریچه های رو به فردای قلبت را,

تا بگشایم تمام زندگییم را

می گویمت

دنیا سراسر غرق عشقهای رنگی است,

اما رنگ عشق ما صورتی است,

امید ما رو به فردایی واقعی است

اگر تو خاهی این عشق یک عشق پاک الهی است... 

      نیمآبی پاییز ۸۶




يك شب نشد بهت بگم كه من چقدر دوست دارم

نشد كه روز بهت بگم كه من فقط تورو دارم روزا باتو بيدار ميشم

شبا باتو به خواب ميرم

ديشب نشد بفهمی كه بي تو دنيا ندارم

توهمه دنيای منی

امروزو فرداي منی

ديشب نشد بفهمی كه من بي تو فردا ندارم...




 

من واسه گلی خاک گلدون شدم

 که وقتی هم به آسمون میرسه

 خیالم راحته که میدونه ریشه هاش کجاس...




بلدرچین

ای آنکه زنده از نفس توست جان من
آن دم که با تو‌ام، همه عالم ازان من




یادت باشه اگه یک روز فکر کردی نبودن یک کسی بهتر از بودنشه،

 چشمات رو ببند و اون لحظه ای که کنارت نباشه رو بخاطر بیار...

 اگه چشمات خیس شد،

 بدون به خودت دروغ گفتی و هنوز دوستش داری

روزگاری است همه عرض بدن می خواهند

 همه از دوست فقط چشم و دهن می خواهند

 دیو هستند ولی مثل پری می پوشند 

گرگ هایی که لباس پدری می پوشند

 آنچه دیدند به مقیاس نظر می سنجند

 عشق ها را همه با دور کمر می سنجند

 خب طبیعی است که یک روزه به پایان برسد

 عشق هایی که سر پیچ خیابان برسد




گل بارونزده من . گل یاس نازنینم
میشکنم . پژمرده میشم .   نذار اشکاتو ببینم
تا همیشه تو رو داشتن . داشتن تمام دنیاست
از تو و اسم تو گفتن . بهترین همه حرفاست

با تو . با تو اگه باشم .     وحشت از مردن ندارم
لحظه هام پر میش از تو .  وقت غم خوردن ندارم
ای غزلواره دلتنگ .   که همه تنت کلامه
هنوزم با گل گونه ات . شرم اولین سلامه

ای تو جاری توی شعرم . مثل عشق و خون و حسرت
دفتر شعر من از تو . سبد خاطره هامه
ای گل شکسته ساقه . گل پرپر
که به یاد هجرت پرنده هایی
توی یاس مبهم چشمات می بینم
که به فکر یه سفر به انتهایی
سر به زیر دلشکسته . نازنینم

 

اگه ساده است واسه تو . گذشتن از من
مرثیه سر کن برای رفتن من
آخه مرگه واسه من . از تو گذشتن
گل بارون زده من . اگه دلتنگم و خسته
اگه کوچیدن طوفان . ساقه منم شکسته

میتونم

میتونم خستگیاتو . از تن پاکت بگیرم
میتونم برای خوبیت . واسه سادگیت بمیرم
میتونم برای خوبیت . واسه سادگیت بمیرم
با تو . با تو اگه باشم .
اگه باشم
وحشت از مردن ندارم
لحظه هام پر میشن از تو . وقت غم خوردن ندارم
گل بارونزده من . گل یاس نازنینم
میشکنم . پژمرده میشم .گل بارونزده من . گل یاس نازنینم
میشکنم . پژمرده میشم . نذار اشکاتو ببینم
نذار اشکاتو ببینم




می خواهی بروی...

 این راه ، این هم تو ...

 تنها بدرقه ات خواهد کرد یک جفت چشم.

 اگر رفتی ، بدان ، خواستی برگردی هر گاه بسترت بالشی خاردار خواهد بود ,

و پیشوازت چشمانیست که دیگر هیچ گاه گرمای نگاهشان را حس نخواهی کرد

 می خواهی بروی نه حرف بزن ،

 نه چیزی بگو دیگر حتی نگاه هم نکن !

 نیست شو چون غریبه ها در مه و دود دلبسته چه چیزی بودی ،

 که نتوانستی بگویی و اکنون در پی دیدن هزار عیب منی.

 می خواهی بروی بی بهانه برو بیدار نکن خاطره های خواب آلوده را.

 صدایت همان صدا ، نگاهت ناتنی می روی اگر بگذار بیگانه بماند صدایت هم.




  از وقتی وبلاگ نوشتن رو شروع کردم روزشماری میکردم واسه روز۱۳ تیر روز تولدم ، احساس میکرم این روز همه چیز یه جور دیگه میشه ولی ۱۳ تیر بدون تحول بود واسم

 اون روز هیچ حسی نداشتم واسه نوشتن...

تا الان ۲۰سال و۲ روزمه دنبال ۱ تحول میگشتم تو این چند روز، ولی هیچی ندیدم.

شاید مجنون شدم مجنون ۱ نگاه...

شاید نیمآبی اینچنین باشد

فکر مدام،خلوت بسیار،معاشرت اندک،چون مینگرد نمیبیند،چون خطابش کنی نمیشنود،گر

سخن با او گویی نمیفهمد...

نه مصیبتی اندوهگینش کند و نه دستیابی به چیزی خوشنودش،در خلوت سرای خویش ناظر بر

خداست و با او مانوس است...

همواره دلش غرق اندوه است،مردم سرگرم کار خود او سرگرم کار خویشتن است،در خلوت

سرای خویش گریان و در تنهایی نالان است،

شراب از جام عشق یار مینوشد و از مردم روی گردان است.




با سلام خدمت همه دوستان و عزیزای خودم که مثل همیشه به من لطف داشتن

دلم واسه همه شما تنگ شده.

اونی که منو ازخودم دور کرد دلیل اول بازگشت من شد

قدر لحظه ها رو بدونید

امیدوارم بتونم دوباره از حرفای پر معنی شما تجربه کسب کنم.




-